|
شهاب
|
|
.:: خوش اومدی عزیزم..به خونه ی دلتنگی هام.. ::. |
|
|
چه زیباست نوشتن وقتی میدانی او میخواند..
چه زیباست سرودن وقتی میدانی او میشنود..
و چه زیباست جنون وقتی میدانی او میبیند !
خداوندا نمي دانم ...
در اين دنياي وانفسا كدامين تكيه گاه را تكيه گاه خويش سازم
نمي دانم خداوندا...نمي دانم
دراين وادي كه عالم سر خوش است و جاي خوش دارد
كدامين حالت و حال و دل عالم نصيب خويشتن سازم
نمي دانم خداوندا
به جان لاله هاي پاك و والايت نمي دانم
و مي گريم خداوندا
دگر گيجم خداوندا
خداوندا تو راهم ده پناهم ده
اميدم ده خداوندا كه ديگر نا اميدم من و مي دانم كه نوميدي ز درگاهت گناهي بس ستم بار است
وليكن من كه مي دانم
دگر پايان پايانم
و مي دانم كه آخر بغض پنهاني مرا بي جان و تن سازد
چرا پنهان كنم دردم؟
چرا با كس نگويم من؟
چرا با من نمي گويند ياران رمز رهگشايي را؟
همه ياران به فكر خويش ودر خويش اند گهي پشت وگهي پيش اند
ولي در انزواي اين دل تنهاچرا ياري ندارم من كه دردم را فرو ريزد؟
دگر هنگامه تركيدن اين درد پنهان است
خداوندا نمي دانم نمي دانم
ونتوانم به كس گويم... نمي دانم خداوندا
فقط مي سوزم ومي سازم وبادرد پنهاني
بسي من خون دل دارم ولي بي آب وگل دارم
به پوچي ها رسيدم من
به اين دوران نامردي رسيدم من
نمي دانم...
نمي جويم...
نمي پرسم...
نمي گويند...
نمي جويند...
جوابي را نمي دانند...
سوالي را نمي پرسند و از غمها نمي گويند
چرا من غرق در خويشم؟
چرا بي گانه از خويشم؟
خداوندا رهايي ده
كلام آشنايي ده
خداوندا آشنايم ده... خداوندا پناهم ده...اميدم ده...
خداوندا در هم شكن اين سد راهم را كه ديگر خسته از خويشم
كه ديگر بي پس و پيشم
فقط از ترس تنهايي
هر از گاهي چو درويشم و صوتي زير لب دارم
وبا خود ميكنم نجواي پنهاني...كه شايد گيرم آرامش
ولي ان هم علاجي نيست
و درمانم فقط درمان بي درديست
و آن هم دست پاك ذات پاكت را نيازي جاوداني ست
حتما این شعر رو بخونید *با دقت*
می نویسم روی دیوارا
هر کسی جای خدا بود
شاهد این روزگار و این زمین زار
دستکم معجزه ای می کرد
برای بچه های بی کس و بیمار
اگه کفر کلام من . یکی حرفی بگه بهتر
وگرنه در بازی واژه نمی بازم من کافر
...
اگه دیوار کجی ها رفته بالا تا ثریا
دست معمار خدابود،خشت اول من و ما
چه عیبی داشت اگه فردا جهان بهتر از این می شد
خدا می رفت و یک مادر پرستار زمین می شد
اگه کفر کلام من .یکی حرفی بگه بهتر
وگرنه در بازی واژه نمی بازم من کافر
من اگه خدا بودم،شهر بم هرگز نمی لرزید
اشک سردی تو چشاش بود
اون نمی خواست بره اما...
زنجیره اجبار به اش بود
می شنیدم هق هقش رو
که می گفت تا فردا بدرود
لحظه های تلخ بود اما
دل من منتظرش بود
به سلامت ای همه کس
می دونم که بر می گردی
میدونم دلت همین جاست
از دلم سفر نکردی
خیلی زود رفت لب جاده
اما من اونو می دیدم
خداحافظ گفتنش رو
خیلی روشن می شنیدم
چند قدم مونده به بودن
ذره ای نزدیک تر از من
سره وعوه مون نشستن
تشنه ی به تو رسیدن
بغض سردم نعره می زد
خداحافظ عشق رویااااااااا
می مونم تا بربگردی
روی نیمکت لب دریاااااااا
![]() |
|
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام به همهگی اومدم این شعر رو بنویسم و برم چون می خواستم تقدیمش کنم به بی وفاترینه دنیا
خیلی دوستون دارم ممنون از لطفتون بازم میام اما نه خسته ... فعلا
آرزوی مرگ کردم مرگ هم شادم نکرد![]()
فصل پاییز را دوست دارم چون فصل غم است![]()
غم را دوست دارم چون حرف دل است![]()
دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت![]()
نیاموختم که چگونه کسی را فراموش کنم![]()
آموختم که چگونه عاشق باشم![]()
از من برای تو که روزی عشق را بفهمی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از خدا برایتان:
روزی مریم و
قصر اسیه
تقوای حسین
قلب خدیجه
دوستی فاطمه
جمال یوسف
ثروت قارون
حکمت لقمان
ملک سلیمان
صبر ایوب
عدالت علی(ع) عمر نوح و
محبت اهل بیت رسول الله
را می خواهم.

من نشاني از تو ندارم؟ اما نشاني ام را براي تو مي نويسم:
در عصرهاي انتظار...
به حوالي بي کسي ام قدم بگذار...
خيابان غربت را پيدا کن.
و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو،
کلبه ي غريبي ام را پيدا کن...
کنار بيد مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهاي رنگي ام...
در کلبه را باز کن. و به سراغ بغض خيس پنجره برو ،
حرير غمش را کنار بزن! مرا خواهي ديد….
با بغضي کويري... که غرق عصاره ي انتظار پشت ديوار دردهايم نشسته ام.....
با تو رفتم
بی تو باز آمدمممم
از سر کوی او...... دله دیووانه...........
پنهان کردم در خاکستر غم
آنهمه آرزو ... دله دیوووووااااانه ..................................
چه بگویم با من ای دل چه هاااا کردی ...
تو مرا با عشق او آشنا کردی ...
عزیزم...
اصلا وقتی میگی دلت گرفته هاااا من اینجا دیوونه میشم...
میدونم میفهمم چقدر تو سختی هسی...میدونم تنهایی. ...
منم اگر چه تنهام اما تنهايي رو دوست دارم چون لحظه لحظه اش خاطرات تو رو تازه مي کند...
اینو نگم چی بگم ؟؟؟؟
ای بابا میبینی ......مثلا اومدم شاد بنویسم و به اینجا رنگه شادی بدم هاااا
نگا چی نوشتم...
ولی عیب نداره چیزی نمونده...ایشالا کمتر از ۲ ماه دیگه میبینیم هم رو...
اون وقته که میترکونیم :دی
تلافیه همه دوریا و و سختی ها و تنهایی ها
و بیرون نرفتن ها و با هم نبودن ها و ندیدن ها و نبوسیدن ها و دل تنگی ها و ..... رو در میاریم.
<><> به چه مشغول كنم ديده و دل را كه مدام دل تو را مي طلبد ديده تو را ميجويد <><>
only for you ven00sپسر گفت نه
پرسید دوست داره تا ابد با اون باشه
پسر گفت نه
پرسید اگه اون بمیره گریه میکنه
پسر گفت نه
دختر در حالی که چشماش پر اشک بود خواست بره
پسر بازوشو گرفت و نگاش کردو گفت
تو قشنگ نیستی بلکه زیبایی
من دوست ندارم تا ابد با تو باشم من نیاز دارم که تا ابد با تو باشم
اگه تو بمیری من گریه نمیکنم منم میمیرم
کاشکی اون روز برسه که باتو هم خونه بشم

اي خدا HARD دلم FORMAT مكن
FILD مـا را خالي از بركت مـكن
OPTION غـم را خـدايا ON مـكـن
FILE اشكم را خدايا RUN مكن
DELTREE كـن شاخه هـاي غصه را
سـردي و افـسـردگـي را، هـر سـه را
JUMPER شـادي بيار تا SET كنيم
سيستم انـدوه را RESET كنيم
نـام تـو PASSWORD درهـاي بهشت
آدرس E-MAIL سايت سرنوشت
اي خــدا روز ازل CAD داشــتـي
MOUSE بود اما مگر PAD داشتي
كه چـنيـن طـرح 3D مــي زدي
طرح خود بر روي CD مي زدي
تـا نـيفـتد BUG در انـديشـه مــان
تـا كـه ويـروسـي نگـردد ريشـه مـان
اي خــدا از بـهــر مــا ايـمـن فـرسـت
بهـر دلـهاي پـر آتـش FAN فرست
اي خــدا حــرف دلـــم بـا كـي زنــم
HELP مي خـواهم كه F1 مي زنم































ـ بيا بگيرش
ـ اين چيه
ـ قلبم
ـ قلبت ؟
ـ آره
ـ چرا ميديش به من
ـ تا بعد از تو دل به كسي نبندم
ـ واسه چي
ـ چون عاشقتم
ـ عشق يعني چي
ـ (با حسرت) يه روز مي فهمي
پسر جوون قلبشو به دختر داد. اما دختر منظور اونو نفهميد و قلب رو همونجا پاي يه نهال خشك گذاشت
سالها گذشت تا اينكه...
ـ سلام
ـ پير زن با تعجب به درخت بزرگ و سبز نگاه كرد و گفت : تو حرف مي زني
ـ درخت سايه خودشو روي پیر زن انداخت و با مهرباني گفت: آره
ـ پير زن پرسيد چجوري ممكنه
ـ درخت با حسرت گفت : مهم نيست ، اما اي كاش مي فهميدي قلب يه عاشق هميشه واسه
عشقش مي تپه

|
سلام علاقه ومحبت شديدي كه سابقا"به توابرازمي كردم
دروغ بودودرحقيقت نفرت من به تو روزبه روزبيشترمي شودوهرچه تورامي شناسم به هوس هاي توبيشتر پي مي برم و اين احساس درقلبم جاي مي گيرد كه بالاخره بايد روزي ازهم جداشويم وديگربه هيچ وجه راضي نيستم كه روزي شريك زندگي توباشم واگرچه عمرخوش همچون گلهاي بهاري كوتاه بودولي درهمين مدت كم توانستم به هدف هاي زشت وفرومايه ي توپي ببرم و بسياري ازاخلاق وصفات توبرايم روشن ومطمئن هستم اين خشونت طبع وتندخويي توبالاخره تورابدبخت مي كند اگرازدواج ماسربگيردتمام عمررا باپشيماني خواهم گريست واگرچه اين آشنايي پايانش جدايي بودولي جدا از هم خوشبخت خواهيم بودوحالالازم است بگويم اين موضوع راهيچ وقت فراموش مكن ومطمئن باش اين نامه راسرسري نمي نويسم وچقدرناراحت كننده است كه اگر باز هم بخواهي درصدد دوستي بامن باشي اين راازتومي خواهم كه جواب نامه راندهي چون نامه توسراسر دروغ وتظاهربه محبت است ومن تصميم گرفتم براي هميشه تو يادگارتلخ عشق رافراموش كنم وبه هيچ وجه نمي توانم خودراراضي كنم كه دوستت داشته باشم. حالااگرمي خواهي به وجودعشق وعلاقه من پي ببري اين نامه رايك خط درميان بخوان.
|
دیگر ای اختر شبگرد مگرد . دیگر ای مرغ شباهنگ مخوان . دیگر ای ناله شبگیر بصیر ، و تو ای مهر فروزنده ، بر این کلبه متاب . و تو ای ظلمت جاوید بمان که به غیر تو پناهی نیست . مرا همه جا کینه و درد ، همه جا ناله سرد ، نه به سر مانده فراز ، نه به دل مانده هوس ، نه به پا از می عشرت جامی ، نه به جا مانده زمردی نامی ! نو بهار است ولی نیست به گلزار گلی ، همه جا مانده به جا نقش زمستان سفید . همه جا کینه و درد . همه جا ناله سرد ...